غلامعلى صفايى

70

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

حقيقى خود يعنى تأكيد نسبت و تخليص زمان فعل مضارع به حال مىباشد - مفيد خصوصيت فرق‌گذارى بين « إن » مخففه از ثقليه و « إن » نافيه نيز است پس اين لام بعد از « إن » مخففه قرار مىگيرد تا گذشته از تأكيد ، موجب تمييز « إن » مخففه از « إن » نافيه شود و چون شناخت « إن » مخففه از ثقيله از نافيه منوط به وجود اين لام است ، دخول لام در اين موارد واجب مىشود بعد از آن‌كه استعمال آن در تمامى مواضع ديگر به نحو جواز مىباشد ، به همين علّت ابن مالك مىگويد : إن خفّفت « إنّ » فقلّ العمل * و تلزم اللام إذا ما تهمل مگر اين كه تشخيص مخففه از نافيه به واسطه قرائن ديگرى حاصل شود و مشخص شود كه متكلم قصد اثبات و كلام مثبت گفتن را دارد كه در اين صورت ، وجود لام ضرورتى ندارد ، مثل آيهء شريفهء زير به قراءت أبى رجاء عطاردى كه از تابعين است : إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا ( الزخرف / 35 ) . او لام در آيه را لام جاره دانسته لذا به كسر « إن » قراءت كرده است و « ما » موصوله اسمى است ، و در اينجا وجود لام ابتدا كه حركت آن فتحه است براى فرق بين « إن » مخففه و نافيه لازم نيست ، زيرا خداوند در مقام اثبات اين است كه همانا تمامى ثروت‌ها براى چيزى است كه آن چيز متاع و تحفهء حيات دنيوى است كه زوال‌پذير است و براى انسان باقى نيست ، در حالى كه اگر « إن » نافيه باشد خلاف اين معنا را مىرساند پس « إن » قطعا نافيه نيست لذا به لام فارقه در اينجا نيازى نيست زيرا اين لام در جايى آورده مىشود كه احتمال نافيه بودن « إن » داده شود در حالى كه مراد از آن مخففه باشد . قابل ذكر است كه در آيه « كل » مبتداى مضاف به اسم اشاره است و جار و مجرور متعلق به شبه فعل يا فعل عموم خبر آن مىباشد و « متاع » خبر براى « هو » محذوف كه صدر صله بوده و اين جمله اسميه ، صله براى « ما » موصوله است و « الحياة » مضاف اليه است و « الدنيا » صفت آن مىباشد بنابراين اصل آيه اين‌گونه است : « إن كلّ ذلك كائن لما هو متاع الحياة الدنيا » . و همچنين اگر خبر بعد از « إن »